بررسی آراء ابن خلدون و زرین کوب درباره افسانه آتش سوزی کتب ایرانی بدست مسلمانان

"کتابسوزی مسلمین" از دروغهای تاریخی بزرگی بود که از سوی سلطه گران "هویت ساز" جهانی و وابستگان آنها کاملا آگاهانه و برنامه ریزی شده پیوسته تکرار شد تا آنجا که بسیاری از مسلمانان نیز آنرا باور کردند! غافل از آنکه اساسا کتاب و کتابخانه ای در کشور ساسانی یافت نمی شد؛ و پژوهشگران تنها از احتمال وجود تعداد اندکی نوشتارهای دینی در این دوره سخن گفته اند. تنها بیاری خط و زبان عربی بود که زبان فارسی توان کار فرهنگی گسترده و نگارش علمی یافت؛ هر چند دانشمندان ایرانی مسلمان کار با زبان عربی را ترجیح می دادند. بگفته باستان گرایان عرب ستیز دروغ پرداز، عرب جز قرآن کتابی ندیده بود؛ با خط و کتابت آشنایی نداشت؛ ارزشی برای آثار فرهنگی قائل نبود؛ "کتابهای بیشمار ایرانیان"!؟ آنها را شوکه کرد و به کتابسوزی واداشت!؟ زرین کوب در کتاب "دو قرن سکوت" با یک منطق صوری آتش زدن کتابهای موهوم کشور ساسانی بدست اعراب مسلمان را، علیرغم نبود اسناد، امری قطعی گرفته است؛ زیرا عرب مسلمان "جز کلام خدا هیچ سخن را قدر نمی دانست" و کتاب را "بدیده حرمت وتکریم نمی دیده است".

بی تردید هر مسلمانی قرآن را برترین نوشتار می داند زیرا سخن خداوند است؛ ولی درست به همین دلیل باید به آثار فرهنگی ارج نهد زیرا خداوند در قرآن به "قلم و آنچه می نویسند" سوگند می خورد(سوره قلم) آموزش و فرهنگ نوشتاری را امری خدایی می داند (سوره علق، آیات ۶تا3) که نشان از ارزش والای کار فرهنگی در اسلام است؛ و پیامبر مسلمانان از زن و مرد را به فراگیری دانش حتی تا چین و نزد کافر هم تشویق کرده است و بر نگارش دانش هم تأکید کرده است (قیدوا العلم با الکتابه). بنابراین اعراب مسلمان نباید دست کم تا زمانیکه به محتوای کتابهای ادعایی در کتابخانه های ادعایی کشور ساسانی شناختی نیافته اند دست به نابودی آنها زده باشند.

زرین کوب می گوید: "در دوره ای که دانش و هنر به تقریب در انحصار موبدان و بزرگان بوده است، از میان رفتن این دو طبقه ناچار دیگر موجبی برای بقای آثار و کتابهای آنها باقی نمی گذاشته است" زیرا آن کتابها هیچ "فایده" ای هم برای اعراب و"محیط مسلمانی" نداشته است (دو قرن سکوت، ص ۱۱۷). پس اگر به اعتراف زرین کوب آن کتابهای ادعایی هیچ دانشی که به درد دیگران بخورد در بر نداشته و تنها به کار موبدان و اشراف ساسانی در فریب و سرکوب و چپاول مردم ایران می آمده است، پس از سرنگونی ساسانیان خودبخود و یا بدست مردم ایران از میان می رفت و باز نیازی به "سوزاندن" و "غرق کردن" از جانب اعراب مسلمان، و غم و اندوه ایرانیان از این بابت، نبوده و نیست. بگفته زرین کوب، ابن خلدون در مقدمه چاپ مصر نوشته است چون سعد بر مدائن دست یافت و کتابهای بسیاری آنجا دید، به عمر نامه نوشت و در باره آنها دستوری خواست عمر در پاسخ نوشت که آنها را به آب افکن که اگر رهنماینده باشند قرآن رهنماینده تر است؛ و اگر مایه  – گمراهی باشند از آنها آسوده گشته ایم. پس آنها را در آب یا آتش افکندند (همانجا، ص ۱۱۸)روشن نیست چگونه این دروغ بزرگ تاریخی در مقدمه چاپ مصر ابن خلدون راه یافته است؛ و چرا ابن خلدون که خود در کتاب تاریخش گفته است: سعد چون بر مدائن دست یافت "هیچیک از تصاویر و تندیسها را تغییر نداد" (ص ۵۰۸ ) در مقدمه اش او را به نابود کردن "کتابها" متهم ساخته است!؟ چگونه حکومت جدید که آثار مادی و برجسته نظام پیشین را نمی زداید، نوشتارهای آنرا بدون هیچ کنجکاوی و بررسی از میان می برد؟ و باز روشن نیست که چگونه رخدادی که از نگاه تمامی مورخان نزدیکتر به "حادثه" چون یعقوبی، بلاذری، طبری، ابن هشام و... پنهان مانده، هشت قرن بعد در اندلس به ابن خلدون الهام شده است!؟ اسناد و مدارک تاریخی باید بهم پیوستگی داشته باشند. مورخی که با فاصله زمانی به گزارش رویداهای تاریخی می پردازد باید به مدارک پیشین استناد کند؛ وگرنه سخن او اعتباری ندارد. زرین کوب که سپس به سستی استدلالهای خود در کتاب "دو قرن سکوت" و نیز این حقیقت که مسلمانان بنیانگذاران کتابخانه های بزرگ عمومی در جهان بوده اند پی برد؛ و دید که مسلمانان نه تنها بی علاقه به کتاب نبوده بلکه در همان سده نخست هفتاد کتابخانه عمومی تنها در غرناطه اسپانیا (اندلس) ایجاد کردند (زرین کوب، کارنامه اسلام، ص ۱۶ )، ادعای کتابسوزی مسلمین را پس گرفت و روایتهای مربوطه را چه در رابطه با کتابخانه اسکندریه و چه در مورد مدائن و خوارزم "افسانه ای"، "بی اساس"، "تازه ساز" و "مشکوک" خواند (همانجا). وی همچنین ادبیات عربی را سرچشمه ادبیات فارسی می خواند؛ ابونواس شاعر عرب را الهام بخش رودکی(پدر شعر فارسی) می داند؛ و قصیده های عربی ابولطیب، بحتری و ابوتمام را نیز الهامبخش عنصری، منوچهری و حتی سعدی (همانجا، ص ۵۵ ).

منبع:تاریخ سیاسی ایران باستان صفحه 264-265

 

 

 

 

 

 

/ 20 نظر / 59 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پانتركها احمقند

نظر جلال ال احمد در مورد پانترك احمق: تركها خيلي خرند توله سگند عرعر و واوققققققق واق مي كنند[قهقهه]

پانتركها احمقند

دروغ هاي بزرگ پانتركها: تركي عرعري لهجه 55555 ام زبان عربي[قهقهه]

پانتركها احمقند

بعد از اون اريايي يك نژاد هست مثل نژاد اسلاو مثل نژاد هان ازدواج با محارم و زنازادگي در بين تركها و مغولها خيلي بيشتر بوده تو ارواح ننت دغدغه ات مثلا اسلام و زرتشته؟ تو غلط كردي مرتيكه خر بيلمحض[شیطان]

پانتركها احمقند

اره عربها و تركها همه خوب بودن مغولها هم هيچ جنايتي نكردند فقط كردها و فارسها و ارامنه بد هستند فرهنگ اريايي بده اما فرهنگ مغول پرستي و الت پرستي قرقيزها و مغول ها خوبه

دامون

اول اینکه خواهش میکنم کامنت هایی که در اون کلمات رکیک و اهنت آمیز هست رو ویرایش بفرمائید و در کنار اون ذکر کنید که بدست مدیر بخاطر کلمات رکیک ویرایش شده است دوم اینکه شما در یک پست مورخین رو شاهد میگیرید که به ازدواج محارم اشعار دارند و در پست دیگه مورخین رو چون به کتابسوزی اشعار داشتند , اسلام ستیز معرفی میکنید؟ اسم اینکار یک بام و دو هوا و مصادره به مطلوب است از این برخوردها که صدا و سیما با اسناد ویکیلیکس میکنه

دامون

اما لفظ اسلام ستيزي يك برداشت شخصي هست

رشيد

دوست عزيز لطفا منبعي كه براي اين نوشته ذكر شده ( تاريخ سياسي ايران باستان) را دقيقا معرفي كنيد .. نام مولف مترجم انتشارات و .. مرسي از لطفتون

اندیشه

در مورد ازدواج با محارم!!! در اوستا واژه خوئیدوک بکار رفته است.خوئی به معنی خویشی و دودک یعنی دودمان و خاندان. آنها به ازدواج با خویشاوندان و نه محارم!! سفارش می کردند چون خیلی به خاندان و دودمان خود اهمیت می دادند ضمنا بر اساس علم ژنتیک اگر چنان خویش آمیزی که شما سعی در اثبات آن دارید در ایران باستان بود که تاکنون نباید چیزی از ایرانیان باقی می ماند چون این مسئله باعث ضعف شدید ژنتیکی، کاهش شدید ضریب هوشی!! و انقراض نسل خواهد شد!! در مورد کتاب سوزی هم که توسط نویسنده عرب به آن اشاره شده و حتی اگر هم به قول شما موهوم باشد نیازی به سند نیست و همگان شاهدیم که اعراب در طول تاریخ تا به امروز کتابها و نویسندگان درخشانی نداشته اند !! و در حالیکه ادبیات و فرهنگ ایران زمین، کتابها و نویسندگان و البته دانشمندان بزرگی را به جهان معرفی کرده که مطمئنا ریشه گرفته از هوش و استعداد و اصالت باستانیشان است چه با کتاب سوخته و چه بی کتاب سوخته!!!! مانند شاهکار فردوسی بزرگ

اندیشه

واقعا موجود جالبی هستی!! اصلا جمله ها رو نمی خونی و اونچه که حفظ کردی رو مثل طوطی تکرار می کنی. اتفاقا با توجه به جمله خودت که هیچ اثری از کتابها نیست که بیشتر نابود شدن کتابها به دست اعراب قابل باور میشه!!! از این گذشته علم و تمدن و فرهیختگی هیچ گاه در بین ایرانیان از بین نرفت و امروزه هم حتی با وجود امثال شما که آرزوی از بین رفتنش رو دارید باز هم وجود داره، فقط به دلایل زیادی که فکر کنم که دیگه همه مطلع هستند کم رنگ شده ولی مطمئن باش که دوباره به همون اوج و شکوه خودش برمیگرده . چون این قانون طبیعته خداونده و هر چیز دوباره به جایگاه خود و اصالتش باز خواهد گشت.

محمد

نوشته ای هیچ باورونتیجه ای در علم وبه خصوص در تاریخ مقدس و همیشگی نیست... پس چطور اینقدر یک طرفه ومقدس مابانه درباره رفتار اعراب و حمله به ایران نوشتی؟ از جنایات سردار بزرگ اسلام خالد بن ولید هم بنویس ازدواج با مهارم فقط در ایران بوده؟ درمورد ازدواج پیامبر بزرگ خدا یعقوب با دو خواهر هم بنویس در مورد زنده بگور کردن دختران توسط اعراب هم بنویس در مورد حمله به قبیله بنی قریظه چرا چیزی نمینویسی؟ چرا نمینویسی همه این دانشمندان به اصطلاح مسلمان(بوعلی سینا.ابوریحان.رازی و...) از ایران و شام و مصر و... بودند نه از عربستان مهد اسلام خیلی چیزها دیگر هم هست که میتوان به آن پرداخت اگر مغرض نباشی