لزوم تفکیک بین عرب اول و عرب دوم ! بخش اول

سخنانی شنیدنی و روشنگر از استاد محمدرضا حکیمی در کتاب حماسهء غدیر ؛ درباره کسانی بیغرض یا با غرض ، ک بین ورود اسلام توسط عربهای مسلمان به ایران و حکومت عربهای اموی و عباسی تفکیک قائل نمی شوند و به اصطلاح هر دو طیف را با یک چوب می رانند و  شعار برخی هایشان، عرب هرچه باشد دشمن من است، می باشد(!).

بخش اول : بخش دوم را در پست آینده ملاحظه فرمایید

اسلام از روزی که همراه تیغة آفتاب طلوع کرد، طبقه ستمگر در برابرش قرار گرفتند و طبقة ستمکش پشت سرش(و هرگاه غیر از این بوده، اسلام نبوده است،چیزی بوده است به نام اسلام و حربة دست بهره کشان و غفلت آفرینان اعم از سیاسی و روحانی)، اسلام دین آزادی است و دین توحید و دین حماسه و اقدام و دین رهایی بخشیدن و به زنجیر گسستنها کمک کردن.این بود که یکی از نمایندگان سپاه اسلام،به سردار ایران رستم فرخزاد -هنگامی که از وی درباره اسلام و مقصد اسلام از پیشروی و فتح توضیح خواست- چنین گفت:

الله ما را برانگیخت، و الله ما را فرستاد،تا مردم را از پرستیدن مردم رها سازیم وبه پرستیدن الله رهنمون شویم.از تنگنای رسوم پوچ دنیاوی به رفاه و وسعت بکشانیم.از ستم ادیان[مقصود ستم متصدیان ادیان است و نظامها و تحمیلهای بس سنگین آنان] به عدل اسلام آوریم.هرکس این امور را بپذیرد، ما از او دست می داریم و سرزمینش را به دست او داده باز می گردیم.

این است هویت اصلی روی نهادن سربازان اسلام به مرزها و کشورها و از جمله کشور عزیز ما ایران.و این حقیقت،غیر از فساد بعدی حکومت اموی است و انحراف قطعی آن حکومت از اسلام،یعنی حکومت یزیدها و حجّاجها و...بنابراین هنگام سخن گفتن درباره حملة عرب به ایران،اگر سخنگو بیغرض باشد و از خیانت به معنویات بهراسد،باید میان این دو-یعنی اسلام و سلطنت بنی امیه و بنی عباس-فرق گذارد. ورود اسلام به ایران و استقبال مردم مذهبی خصلت ایران از دین حق و زنده اسلام،امری است و حکومت غاصب و فاسق و فاسد و هتاک و خونریز و غیرقرآنی اموی-و سپس عباسی-امری دیگر.این دو را نباید خلط کرد و به استناد آن حکومت و ذکر مثال از کارهای استانداران و عاملان آن،نباید به کار سپاه اسلام و آوردن دین اسلام به ایران، تاخت .

استعمار همواره و در هر جا، در تضعیف اسلام می کوشد، زیرا مهمترین مقاوم آشتی ناپذیر در برابر او اسلام است. چون تنها اسلام است که بر سر انسان معامله نمی کند، و به خاطر «حُسن روابط» و «جلب مصالح» و امثال این عناوین 180 درجمه تغییر جهت نمی دهد.

با توجه به آنچه در کمال اختصار و اشاره گفته شد، هرکس به هرگونه، در سست کردن مبانی اسلامی و نیروی قرآنی اجتماع بکوشد، خدمت به استعمار کرده است و خیانت به ایران و ایرانی، نهایت برخی این کار را آگاهانه می کنند و با مزد و برخی ناخودآگاه و بی اجر.   ص80-81

و از همین مقولهء خدمت به استعمار و خیانت به ملت شمرده می شود آنچه از ناحیه بعضی، درباره به اصطلاح حمله عرب به ایران، و دیگر مسائل مربوط به آورندگان اسلام به ایران، یعنی عرب،گفته و عمل و عرض می شود. هوشمندان می دانند که تعبیرات زشت و بی ادبانه(نمی خواهم بگویم لادینانه) در این باره، زیر هر عنوان ظاهر الصلاحی نیز که قرار داده شود ( برخی می گویند تاختن به عرب(بعنوان مهاجم) منافات ندارد با احترام بلکه اعتقاد به دین اسلام، اما با توجه هوشیارانه به این مسئله این نظر را نمی توان پذیرفت)، علاوه بر اینکه خلاف حقیقت گفتن است، خیانت است به ملت و خدمت است به بیگانه. خیانت است به جوانان معصوم تاریخ نخوانده و از این تحقیقات بی خبر، خیانت است به کسانی که دارای ذهن تحلیلی و اطلاعات کافی و امکانات مطالعاتی نیستند، خیانت است به جامعه و دشمنی با معنویت اجتماعی و طهارت قوی و موضع داشتن اسلامی و موازین اخلاقی و معنویت اعلای دین و خداپرستی و تقوای عملی، و نشر تحیّر و انحراف است در میان خلق، وراه استعمار را بازتر کردن است. گوینده هر که گو باش: خودی یا بیگانه، استاد یا شاگرد، کشیش مسیحی یا حاخام یهودی یا موبد زرتشتی، صاحب ادعا دربارة ایران پیش از اسلام یا ایران اسلامی، فرمایش فرمایندهء از تلویزیون و دیگر وسایل ارتباط جمعی یا وسایل ارتباط فردی و ... .  حماسه غدیر ص 85

/ 0 نظر / 47 بازدید