گفتار نیکی درباره حقیقت فتح ایران!

عداه ای فتح حکومت ستمگر و آتش پرست ساسانی بدست مسلمانان را چون مصیبتی وحشتناک تلقی میکنند و به روایاتی از تواریخ اولیه اسلامی متوسل میشوند تا این فتح بزرگ اسلامی را چون اتفاقی که هستی و نیستی شان را بر باد داده نشان دهند... این عده که از دشمنِ ایران فقط عرب 1400سال پیش را میشناسند و هروقت صحبت اسلام و عرب میشود رگ زرتشی-میترایی شان باد میکند می کوشند با آوردن گزارشاتی متناقض و با نگاهی یک سویه به تواریخ اولیه اسلامی فتح مملکت ساسانی را جنایت نشان دهند کنند ... البته معلوم است که این افراد از دشمنی و کوبیدن عرب 1400 پیش چه نیتی در سر دارند...برای ضربه زدن به اسلام خواستگاه اسلام را هدف می گیرندلینک...از حمله عرب 1400سال پیش می نالند در حالی که جنایات شاهان باستانی شان را به لطایف الحیل توجیه می کنند ، حمه اسکندر و عرب برایشان ذلت محسوب می شود ولی جهان گشایی های کوروش وداریوش و ساسانی ها برایشان افتخار است لینک... عرب 1400سال پیش به افتخار به آباء و اجداد و افتخار به نژاد معروف است(آنطور ک میگویند) این جماعت عرب ستیز از اعراب متنفرند در حالی که خودشان وارث رفتارِ افتخار متعصبانه به نژاد وآباء و اجداد عربِ 1400سال پیش هستند...کافیست فردی به شاهان عزیزتر از جانشان بگوید بالای ابرویشان کج است تا وی را به انواع تهمت ها چون وطن فروشی ،وطن ستیزی ،مخدوش کردن فرهنگ ملی و...متهم کنند...(شاهانی که اگر در زمانشان بودند به کمتر از بردگی شان راضی نمی شدند!)
در زیر به برخی گزارشات مربوط به فتح ایران میپردازیم...گزارشاتی از همان تواریخی که از آن برای وحشی جلوه دادن اعراب بهره میبرند ولی چون باب طبعشان نیست آنها را نادیده می گیرند.
ابن خلدون می گوید که "قریش هوادار فارسیان بود زیرا اینان را کتاب آسمانی نبود؛ و مسلمانان دوست داشتند رومیان پیروز شوند زیرا اهل کتاب بودند" (تاریخ ابن خلدون، ص ۲۰۳ )؛ در این باره طبری نیز می گوید که چون رومیان شکست یافتند، کافران مکه شاد شدند و مسلمانان را سرزنش می کردند که: شما اهل کتابید و نصاری هم اهل کتابند؛ اگر برادران پارسی ما بر آنها پیروز شدند، ما هم بر شما پیروز می شویم. پس از نزول آیات نخست سوره روم، ابوبکر سوی آنها رفت و گفت: از غلبه برادرانتان خوشدل نباشید. بخدا سوگند بزودی رومیان بر پارسیان چیره خواهند– شد (طبری، جلد دوم، ص ۷۳۸-737)
در اینجا پیوند برادران اهورایی- مزدایی با کفار مکه را می بینیم!
زمینه های فتح ایران: توماس آرنولد در کتاب تاریخ گسترش اسلام ص143 میگوید: آزار و پیگرد دینی چنان مردم را از "دین بهی" و دستگاه ساسانی بیزار کرده بود که فتح اعراب را آزادیبخش می دانستند 
طبری می نویسد که ربعی در پاسخ به پرسش رستم که "چرا آمده اید"؟ میگوید: "خدا ما را برانگیخته تا هر که را خواهد از پرستش بندگان به پرستش او ببریم؛ و از سختی و تنگنای این جهان به بهروزی و گشایش آن بریم؛ و از ستم قدرتها و ادیان به عدالت اسلام برسانیم"؛ چون رستم خواست در این باره اندیشه کند، ربعی سه روز به او مهلت داد که اگر روز چهارم پاسخی نیامد بمعنی جنگ است؛ و آنروز هم مسلمانان جنگ را آغاز نخواهند کرد مگر آنکه رستم آغاز کند (جلد پنجم،ص ۱۶۳۲ ).
بنا بر روایات موجود، همیشه پارسیان آغازگر جنگ با مسلمانان بودند؛ مسلمانان در مقام دفاع بر می آمدند (طبری، جلد پنجم، ۱۶۳۸)
گروهی مسلمان نزد رستم آمده و گفتند: همزیستی مایه بقای فرمانروایان است. دعوت خدا را بپذیر و ما سوی سرزمین خویش می رویم و تو به سرزمین خودت و کار بدست خودت باشد نه ما. اگر کسی قصد شما کند یا بر شما چیره شود، ما یاران شما خواهیم بود. مبادا هلاک قومت بدست تو باشد حال آنکه میان تو و بهره وری از اسلام پرده ای نیست جز آنکه بدان بگروی (تاریخ طبری، جلد پنجم، ص ۱۷۰۰ ) 
"ما برای جستن زر و کالای این گیتی به نزد شما نیامده ایم" (الکامل ابن اثیر، جلد سوم، ص ۱۳۶۷ )
نقش ایرانیان در فتح ایران: 
طبری از یک سوار پارسی که پس از اسارت مسلمان شده و در کنار مسلمانان جای گرفت، سخن می گوید (جلد پنجم، ص ۱۶۸۵ )؛ 
رشید شهمردان، نویسنده زرتشتی، از دو ایرانی مسلمان شده که برای اعراب "جاسوسی" می کردند یاد کرده است (تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان، ص ۳۸ )؛ و مدائنی از چهار هزار سرباز دیلمی می گوید که زیر فرمان رستم بودند و در خلال جنگ به مسلمانان پیوستند و پس از قادسیه هم در فتح مدائن و جنگ جلولا شرکت جستند.
"بی گمان در جنگهای نخستین اسلامی، گروهی بسیار از ایرانیان تازه مسلمان شرکت داشته اند و در همه جا ستون پنجم بوده که زمینه را برای چیره شدن هواخواهان حکومت جدید آماده می کرده اند"؛ "بی شک حکومت طبقاتی و صورت مالکیت زمینهای زراعتی یکی از عوامل پیشرفت اسلام بوده که می گفت الزرع للزارع ولوکان غاصبا" (شهمردان، تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان، ص ۵۵ ).

نقش حضرت سلمان فارسی در فتح ایران: 
(. بگفته ابن اثیر، مسلمانان به اعماق کوچه ها رفتند بی آنکه کسی را رو در روی خود ببینند، مردم آنها را در میان گرفتند؛ سلمانفارسی پیشاپیش مسلمانان مردم را به اسلام فرا می خواند (الکامل، جلد چهارم، ص ۱۴۳۰ ).
دعوت سلمان اینگونه بود: "شما را به سه چیز می خوانم که به صلاح شماست. اینکه مسلمان شوید و برادران ما باشید و حقوق و تکلیف شما همانند ما باشد، و گرنه جزیه دهید، و گرنه منصفانه با شما می جنگیم که خدا جنایتکاران را دوست ندارد" (تاریخ طبری، جلد پنجم، ص ۱۸۱۶ ) 
مشاهده میکنیم ک حضرت سلمان فارسی که پیامبر درباره وی گفته بود سلمان از ما اهل بیت است در فتح ایران حضور داشته که این نشان دهنده تایید فتوحات مسلمین است.
*مسلمانان! ایرانی که از فتح ایران می نالند بهتر است دراینباره موضعشان را مشخص کنند...! 

رفتار سپاه اسلام با مردم پس از فتح ایران : 
"از باختر دجله تا سرزمینهای عربی هیچکس از مردم سواد نماند جز اینکه امان یافت و همگی از حکومت اسلام شاد و سربلند و بهره مند گشتند" (الکامل ابن اثیر، جلد چهارم، ص ۱۴۲۵ )؛ طبری نیز سخنی به همین مضمون دارد، (جلد پنجم، ص ۱۸۰۷ )
در پیمان نامه ها، حفاظت و تأمین امنیت بر عهده مسلمین است و جزیه بر گردن طرف دیگر؛ عدم همکاری با دشمن شرط است؛ هم پیمانان بر دین و رسوم و مال و دیار خویش اختیار دارند. جزیه هم در حد توان است و بر کودکان و سالخوردگان و زنان و بیماران جزیه نیست. آنکس هم که سربازی کند جزیه از او برداشته می شود (طبری)
"سعد در کاخ سفید فرود آمد و ایوان آنجا را مسجد کرد و هیچیک از تصاویر و تندیسها را تغییر نداد" (تاریخ ابن خلدون، ص ۵۰
مسلمانان از شوش راهی جندی شاپور شدند و به مردم شهر امان دادند و پیمان صلح بستند (طبری، جلد پنجم؛ الکامل، جلد چهارم)
آذربایجان به شیوه آشتی جویانه بدست مسلمانان افتاد" (الکامل ابن اثیر، ص ۱۵۳۳ )
بگفته طبری، در کاخ تصاویر گچی بود از مرد و اسب که سعد و مسلمانان آنها را بر جای گذاشتند (جلد پنجم)
مسلمین، اهواز و مهرگان را با صلح گشودند ولی هرمزان که پیمان صلح بسته بود، خیانت کرد و قلمرو خود را بروی آنها بست. هرمزان پس از شکست در اهواز به رامهرمز گریخت؛ پیک فرستاد و باز خواستار صلح شد. عمر هم پذیرفت و چون کردان آهنگ نبرد با او کردند، مسلمانان از هرمزان پاس داشتند (ابن اثیر، الکامل، ص ۱۴۶۳ ).ولی هرمزان پیمان شکن به تحریک یزدگرد به شوشتر رفت تا باز با مسلمین بجنگد؛ چون جنگ به درازا کشید و مردم شهر به ستوه آمدند، یکی از مردم شهر(نسیبه پسر دادویه) مسلمانان را از راه کاریز به درون شهر برد و درها گشوده گشت (الکامل ابن اثیر، ص ۱۴۷۲ ؛ تاریخ طبری، جلدپنجم ص1837)
هرمزان را که بارها پیمان شکنی کرده بود، اسیر و نزد عمر بردند؛ در آنجا اسلام آورد و عمر هم خانه ای در مدینه و ماهیانه ای به مبلغ دو هزار درم برایش برید تا زندگی کند! سپس به فرماندهان گفت شاید مسلمانان با اهل ذمه بدرفتاری می کنند که ایشان پیوسته پیمان شکنی می کنند. گفتند: از ما جز وفا و نیکوکاری بر نیاید؛ ولی تو ما را از پیشروی در دیار پارسیان باز داشته ای و خواسته ای به آنچه داریم بسنده کنیم؛ و تا پادشاه آنها در کشور است که فتنه می کند ایشان پیوسته پیمان شکنی می کنند– مگر آنکه او را از سرزمین پارس بیرون کنیم (الکامل ابن اثیر، ص ۱۴۷۵ -۱۴۷ ؛ تاریخ طبری، 
بزرگان ایرانی که با مسلمانان پیمان صلح می بستند، با پیامهای تحریک آمیز یزدگرد فراری پیوسته پیمان شکنی کرده و با مسلمانان می جنگیدند (الکامل، ص ۱۵۳۳ )
مسلمانان بسوی شوشتر روان بودند که لشکریان سپاه چون کار حکومت ساسانی را پایان یافته دیدند، به اسلام گرویدند و خواهان نبرد با ساسانیان شدند؛ عمر این پیمان را پذیرفت و آنها در فتح شوشتر شرکت کردند (تاریخ ابن خلدون، ص ۵۲۴ )
و در نتیجه:
بگفته آدام متز، محلات فقیر و غنی در شهرها از میان رفت و نحوه شهر سازی تغییر کرد؛ و از آنجا که اسلام کار و پیشه را برای گذران زندگی ضروری می دانست، دودمان پرشمار و مفتخوار ساسانی که قرنها به مصرف دسترنج دیگران خو کرده بودند از تأمین زندگی خود بازماندند (تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، جلد اول)

همچنین بنگرید به ...(فتح جندی شاپور(افسانه کتابسوزی)
این هم روایاتی درباره فتح ایران از نگاهی دیگر ! که اگر بخواهیم این گزارشات را با گزارشاتی که مدعی می شوند سپاه اسلام مرتکب کشتار و جنایت شده، تطبیق دهیم عقلا و منطقا باید روایاتی را پذیرفت که با حوادث بعد از فتوحات(اسلام اختیاری مردم ایران)منطبق باشد ؛ به این دلیل که اگر از اعراب شاهد جنایاتی بودیم مردم ایران صمیمانه اسلام را نمیپذیرفتند و آیین هزار ساله شان را رها نمیکردند...البته بگذریم از تحقیرکنندگان و توهین کنندگان به مردم ایران که میگویند ایرانیان با زور شمشیر اسلام را پذیرفتند ... این افراد کینه توزانی بیش نیستند که برای خالی کردن عقده های فروخورده و برگشت به کیش منحرف موبدانشان چنین قضاوت های سخیفی می کنند... بگفته زنده یاد شریعتی اینها مردم ایران را با خود اشتباه گرفته اند که به آسانی بنده زر می شوند و تسلیم زور. لینک لینک
این شبه روشنفکران!که نقاب میهن دوستی به چهره زده اند نمی دانند که مردم ایران هویتشان را از اسلامی میگردند که میگویند با زور به ما تحمیل شده... با همین اسلام و نمادهای عربی اش  سال از دین و خاک شان دفاع کرده اند 
همانطور که گوستاو لوبون نیز تئوری "پیشرفت و گسترش اسلام به زور شمشیر" را بی بنیاد و نادرست می داند: "رسم عربها این بود که هر کجا را فتح می کردند مردم آنجا را در دین خود آزاد می گذاردند؛ و اینکه مردم مسیحی از دین خود دست بر می داشتند و به دین اسلام می گرویدند و زبان عرب را بر زبان مادری خود ترجیح می دادند، بدان جهت بود که عدل و دادی را که از عربهای فاتح می دیدند مانندش را از زمامداران پیشین خود ندیده بودند. تاریخ این مطلب را ثابت کرده که ادیان به زور شمشیر پیشرفت نکرده اند" (تمدن اسلام و عرب، ص ۱۴۵)
مردم ایران حتی در مبارزه با حکومت عرب مدار اموی هم گزینه "زرتشتی" ندارند وپیرامون شیعیان علوی و عباسیان حلقه می زنند!
ارمغان اعراب مسلمان برای بشریت اسلامی بود که پیوند و همبستگی عقیدتی، ارزشهای انسانی و جهان وطنی را جایگزین تعصبات کور و مرزبندیهای قومی جهان باستان کرد؛ و زمینه شکوفایی استعدادهای انسانی و همبستگی انسانی را فراهم ساخت
نتیجه پذیرفتن اسلام واستفاده از زبان عربی(که چون رحمت بهاری بر زبان الکن پهلوی باریدن گرفت و از پیوندشان زبان شیرین فارسی امروزین پدید آمد) این بود که ایرانیان ازاستبداد و خفقان حکومتهای مستبد باستانی رهایی یافتند، اجازه یافتند استعدادها و توانایی هایشان را پرورش دهند تا مردمی که 1200سال از ساختن نیمچه دانشمندی که نامش در یادها بماندعاجز بودند، به پرورش دانشمندانی چون بیرونی ها ،فارابی ها ،ابن سینا ها،رازی ها و... توانا شود تا دیگر دنیای متمدن باستان آن روز به ایرانیان بربر نگوید و ایرانیان برای نوشتن سرگذشت شان از درگه مورخین یونانی و رومی گدایی نکنند!

/ 28 نظر / 81 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ogo

و اما شما مدیر وبلاگ که میفرمایید هدف ازین جستار اینه که مطالب رو گزینشی نگیم و بدونیم که چیزهای دیگه ای هم هست یه سوال از شما دارم ././. این همه مطلب هم در مورد نقد اسلام و حکومت فعلی هست ..چطور اونا حق اضهار نظر ندارند و در صورت بازگو کردن سرشون بالای دار میره ؟ مطالب مخالف که فقط در راستای منفعت شما نباید باشه

اندیشه

هرگز با حقیقت نمیشه جنگید............ چه از آن حرف بزنیم و چه خود را به خواب بزنیم، چه دفاع کنیم و چه نکنیم راه خود را به سوی قلب ها و ذهن های بیدار پیدا خواهد کرد........ بگذارید عده ای آب در هاون بکوبند، چه باک.

ogo

چند تا ازین وبلاگها فیلتر نیستند؟ مگه قرار نیست که مطالب گزینشی نباشه؟ در ضمن هر چقدر هم که باشند به پای مطالب اینچنینی مثل شما نمیرسند ..از رسانه های جمعی بگیر تا مدرسه و دانشگاه و کوچه بازار ..هیچ کس هم جرات اظهار نظر نداره

عادل

بسیار عالی با اجازتون این مطلب را با ذکر لینک وبلاگ شما در فیس بوک درج کردم

سیاوش

سلام برادر انتظار نداشته باش که توهم زده های آریایی این حقایق رو قبول کنن !!!! مقاله تون فوق العاده س !! خوراک خوبی برام پیدا شده . ممنونم ازتون !

عادل

سلام .. میشه نقش مردم خرمشهر قبیله بنی تمیم در فتح این شهر را در دوران فتوحات اسلام را در متذکر شوید؟

عادل

میشه لطفا در این خصوص اطلاعاتی را بدین درباره کمک قباءل عرب در فتوحات

عادل

میشه خبری از این قبائلی که در فتوحات به لشکریان اسلام کمک کرده اند به من بدهید ؟؟؟ متشکرم

محمد

رفتار دوگانه و غرض ورزانه ات به خوبی مشخص است. در مورد کتاب سوزی اعراب در حمله به ایران ابن خلدون و طبری را غیر معتبر معرفی میکنی و اینجا ابن خلدون طبری تبدیل به منبع معتبر برای اثبات نظرت حیرتا از این قوم !!!

مرگ مجوس

زنده باد محقق. بی تعصب.افرادی که سعی در متعصب جلوه دادن نویسنده میکنند سوالی دارم.1-شما کدام منبع موثق را قبول دارید؟لطفا ذکر کنید تا با ان منبع شما مجوسان زرتشت(مسلمان ایران نه)را محکوم کنیم.2-خواهشا شعار کذب متمدن بودنتون رو حفظ کنید و به نویسنده محترم و مسلمانان توهین نکنید.در اخر بی سوادانه شما در دنیا به نام دزد و علی بابا معروفید حتی در طول تاریخ خط.زبان.تمدن را از اعراب دزدیدید خخخخخنده م میگیره دارم تجسم میکنم که در دوره ی باستان به شما بربرها چه لقبی داده بودن شاید علی بابا از دوره ی باستان بوده.