زبان و ادبیات عرب قبل از اسلام و بررسی جعلیات کتاب دوقرن سکوت

به این جملات خوب دقت کنید: در آن روزها که باربد و نکیسا با نواهای پهلوی و ترانه‌های خسروانی در و دیوار کاخ خسروان را در امواج لطف و ذوق فرو می‌گرفتند، زبان تازی (عربی) در کام فرمانروایان صحرا از ریگ‌های تفته‌ی بیابان نیز خشک‌تر و بی‌حاصل‌تر بود. در سراسر آن بیابان‌های فراخ بی‌پایان اگر نغمه‌ای طنین می‌افکند، سرود جنگ و غارت و نوای رهزنی و مردم‌کشی بود. نه پندی و حکمتی بر زبان قوم جاری بود و نه شوری و مهری از لبهایشان می‌تراوید. شعرشان توصیف پشک شتر بود و خطبه‌شان تحریض به جنگ. (!!!)

این جملات رجزخوانی های متعصبانه و نژادگرایانه دکتر زرین کوب در کتاب سراسر کینه و دروغ دوقرن سکوت نسبت به زبان و ادبیات عرب و قرآن است.

آیا به واقع زبان و ادبیات عرب چنین است ک زرین کوب می گوید؟ زرین کوب از شعر و ادبیات عرب قبل از اسلام چه میداند که ان را به پشک شتر توصیف می کند؟! آیا نمیداند که باربد ایرانی نیست و اورا از هند وارد کرده اند تا برای عیاشی های شاهان ساسانی نغمه سرایی کند؟! زرین کوب چرا به ما نشان نمی دهد که چه شعری از دوره ساسانی مانده که آن را ترانه آسمانی می داند و آیا زبان الکن پهلوی توان ساختن شعر را داشته یا خیر؟!

براستی محققان نیز درباره شعر عرب چنین نظر متعصبانه ای دارند ؟!

(( زمانی که می گوییم دوران پیش از اسلام دوران جهل و نادانی بوده یک تفسیر عامیانه و نادرست است برعکس در شبه جزیره عرب از دوران بسیار کهن ، آثار فرهنگی بسیار پیشرفته در اختیار است مثلا اگر از جنوب عربستان شروع کنیم به اقوامی بر می خوریم که از هزاره دوم پیش از میلاد دارای اسم و رسم و تمدن و حتی خط و کتیبه بوده اندهمه این اقوام عرب دارای خط بوده اند و از آنها کتیبه هایی به جا مانده کتیبه “ذونوآس” یکی از آنهاست .بنابراین باید تمدن و و فرهنگ شایسته ای در آن منطقه وجود داشته باشد .از میان اقوامی که در شمال عربستان می زیسته اند .”لحیانی” ها و ” ثمودی” ها از بقیه معروف ترند حدود ۱۳ هزار کتیبه از دوران ” ثمودی” ها کشف شده وفرهنگ و زبان و الفبای آن ها کاملا از این کتیبه ها مشخص است ))( آذرتاش آذرنوش- مجله پیام صادق-شماره ۲۸ ص۲۴)

 (( در عربستان جنوبی دست کم از یک هزار سال پیش از میلاد با نوشتن آشنا بوده اند و آن را در خدمت مذهب و قانون بر روی کتیبه ها بکار می برده اند .))( کارل بروکلمان : شعر عرب در عهد جاهلی- ص ۱۰۷)

 ((اگر شعر جاهلی عرب را غنایی بدانیم دور نرفته ایم زیرا در تصویر نفسانیات فردی و احساسات و عواطفی که در دل خلجان دارد همانند شعر غنایی غربی است خواه مواقعی که شاعر حماسه و فخریه می سرایدیا مدح و هجو می گوید یا تغزل و مرثیه و یا به پوزش و عقاب می پر دازد یا محیط خود را توصیف می کند و../.و نیز از آن جهت به شعر غنایی لیریک یونانی شبیه است که شعر جاهلی هم به آواز و “غنا” خوانده می شد .))(شوقی ضیف- تاریخ ادبی عرب ص ۱۸۲)

(( از عرب عهد جاهلی به خصوص اهالی حیره و یمامه و یمن و نجد و حجاز ،قصایدی عالی با اسلوبی استوار در حکمت و نصیحت و مدح و رثا و حماسه و هجا و وصف مناظر و شرح احساسات طبیعی روایت شده که مهارت آن قوم را در هنر شاعری واثر شعر را در زندگی ایشان ثابت می کند ))( ابوالفرج اصفهانی –الاغانی – مقدمه آقای فریدونی-ص۷)

گویند از شعر دوره ساسانی قطعه شعری دینی(سروده آتشکده کردکوی) در دست است  که راغب اصفهانی آن را نقل کرده ،بدین صورت:

. «زیوِذ هشتاذ گور

تیرست دالمنه مُرو

مار بی نه میرذ

جُذکش بوزنیذ مرد

گور هشتاد سال زندگی می کند،مرغ لاشخور سیصد سال .مار نمی میرد جز این که کسی او را بکشد.

معلوم نیست که همین رباعی نابالغ را ، که هیچ آهنگ گفتار و ذهن و خیال شاعرانه ای در آن نیست، چرا باید شعر پهلوی پیش از اسلام بدانیم ؟ زیرا ناقل آن ،راغب اصفهانی ادیب قرن پنجم هجری است! ولی ای کاش ایشان این دو بیت را نمی یافتند، تا مجبور نشوم آن را کنار شعر«زنی» و«مردی» از گمنام ترین شعرای عهد به اصطلاح جاهلی عرب بنشانم تا شاید آن غرور ملی و دشمنام به عربِ شعوبیه و یهود ساخته را بس کنند.

 بهترین مرثیه سرای زن عرب «خنساء» است که در سوگ برادر مقتولش معاویه، ضجه و شیون برآورد و چون برادر دیگرش «صخر» نیز در جنگی به هلاکت رسید، دل ریش تر و پریش تر به خروش آمد و چنین سرود:

« در دیده خسی خلیده ،یا باژگونه می بیند؟

یا چون دیار از یار تهی می یابد لبریز از سرشک است.

هرگاه بر خاطرم آید،چشمانم بر رخساره ، گویی ابری تند باران است.

چشمم اشک بار است وباید باشد؛

برصخر که در حجب تراب نهفتندش .

خنساء می گرید،

این بی چاره تا زنده است به داغ برادر دست از شیون برنخواهد خواست .

هوش باخته ای که همدمش را از دست داده،

دوجور گریه می کند: آهسته و با صدا.

تا یادش نیست خیره می نگرد،

لیکن آه از وقتی که به یاد می آورد!...

امواج اندوه پس میروند و پیش می آیند.

حقا که صخره،پیشوای رهجویان بود

چون آتشی بر بلندای تپه.

شاید جالب باشد که بعضی شاعران چون احساس می کردند مرگشان نزدیک است برای خویش مرثیه می سرودند و کارهایی که بعد از مرگ برای شان صورت می گرفت وصف میکردند.از جمله قطعه است منسوب به ممزق عبدی ( یا : یزید ابن خنداق):

انسان در برار آسیب های روزگار حفاظی ندارد،

و مرگ را فسون و چاره ای نیست،

(چون مرگم رسید) مویم را که همیشه ژولیده است،

صاف و رها کنند؛

و جامه های فرساینده بپوشانندم.

نیک سیرت ترین جوانان را بفرستند،

تا جایگاه مرا درخاک آماده سازد».   (شوقی ضیف، تاریخ ادبی عرب، ص201)

چنین شعرهایی را آقای زرین کوب را توصیف پشک شتر می داند و آن به اصطلاح رباعی صفحه پیش را، سروده آسمانی دانسته اند!

همچنین

(( از عرب عهد جاهلی به خصوص اهالی حیره و یمامه و یمن و نجد و حجاز ،قصایدی عالی با اصلوبی استوار در حکمت و نصیحت و مدح و رثا و حماسه و هجا و وصف مناظر و شرح احساسات طبیعی روایت شده که مهارت آن قوم را در هنر شاعری واثر شعر را در زندگی ایشان ثابت می کند ))

یک شعر از امروالقیس شاعر عهد جاهلیت و حدود صد سال پیش از اسلام :

(( فاطمه ،ناز ،کم کن ،

و اگر براستی دل بر ترک من نهاده ای باری خوشتر از این!

و اگر بعضی اخلاق مرا نمی پسندی،

دل من باز پس ده ، جدا شو و آرام گیر،

آری ، تو فریفته آنی که عشق ات قاتل من است،

و هرچه بفرمایی دل من آن کند

و این اشک ریختن ات جز برای آن نیست

که در قمار عشق دل خوار و خسته ام را پاک ببری

رگباری گران بار از ابری نزدیک فرو ریخت

زمین را فرا گرفت و روان شد

سیلاب برخاسته ، کوه و دره را می پوشانید

و چون فرو می نشست تیزی سرکوه بیرون می آمد ….)) ( شوقی ضیف- تاریخ ادبی عرب- ص ۲۴۲)

نویسنده ” دوقرن سکوت ” این نوشته ها و توصیفات دروغین را آورد تا سرپوشی بر ضعف ادبیات و زبان عهد ساسانیان بگذارد …  چون نگاهی به کتیبه های عهد ساسانی این پرسش را در ذهن پیش می آورد که چرا زبان یک کتیبه تا این حد الکن و ناتوان و ناقص بوده آیا واقعا زبان آن عهد در اوجش چنین نوشته ای بوده ؟؟؟!!

ترجمه کتیبه :

(( این پیکر خدایگان مزداپرست، شاپور، شاهنشاه ایران،کش نژاد از ایزدان ، پسر خدایگاهن بابک شاه (است) …این پیکر خدایگان مزداپرست ، شاپور شاهنشاه ایران ، و انیران ،کش نژاد از ایزدان مزدا پرست ، پسر خدایگان مزدا پرست،اردشیر شاهنشاه ایران کش نژاد از ایزدان نواده خدایگان بابک شاه (است )…))(تاریخ زبان فارسی- ص ۲۱۱)

یا کتیبه حاجی آباد که می بینید با ویرایش مترجم و دستکاری مانند نوشته های یک عقب مانده ذهنی است که نه سر دارد نه ته !!! :

(( در این مقاله مکنزی متن کتیبه شاپور در حاجی آباد را …ترجمه متن :.. و ما وقتی این تیر را رها کردیم آن گاه ما در پیش چشم شهریاران و شاهزادگان و بزرگان و آزادان رها کردیم و ما پای بر این دره نهادیم و ما تیر ورای آن چینه افکندیم اما آن جای که تیر افکندیم آن جا ، جای آن گونه نبود که اگر چینه چیده آن گاه بیرون پیدا بود پس ما فرمود که چینه بیرون تر چید که دست خوش آن تیر به سوی آن چینه رها کند ….) ( رسول بشاش کنزق-کتیبه و متون کهن- ص۴۵)

این نمونه و مقایسه ای بود میان شعر ،زبان و ادبیات عرب قبل از اسلام که داعیه ایجاد امپراطوری نداشته اند با کشور بزرگ ساسانی .آیا زرین کوب ها از خود نمی پرسند که چرا خداوند زبان عرب و قوم عرب را برای انتقال آخرین رسولش انتخاب کرد؟ بدون شک استوارترین ادله تاریخی ،فرهنگی،اجتماعی،علمی و فلسفی در اثبات گسترده بودن تمدن و خرد و اندیشه و علم در نزد عرب، قرآن این شاهکار و حاصل جاودان زبان و بیان و گمان است.

(انا انزلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون) (سورهٔ یوسف ۱۲ ) ماآن‏راقرآن‏عربى‏نازل‏کردیم،باشدکه بیندیشید

(وهذا لسان عربى مبین )   (سوره نحل 103)و این [قرآن] به زبان عربى روشن است  

/ 14 نظر / 477 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اندیشه

دوست من ای کاش می توانستم در 1024 کلمه مجاز! اشتباهات این پست را بنویسم!! فقط در این حد بگویم که تاریخ و فرهنگ و تمدن هیچ گاه با تعصب قابل انکار و یا اثبات نیست و شواهد و قراین هر چند هم کم و ناچیز و یا تحریف شده، باز هم موجودند و با پیرهن چاک کردن و یا نادیده گرفتن قابل انکار نیستند. هیچ میدانید که امروزه علم ژنتیک می تواند با بررسی ماده وراثتی به جا مانده از هزاران سال پیش اصالت بسیاری از نژادها را بررسی کند. می دانید که در مصر امروزی تنها یک درصد از نژاد متمدن چند هزار سال پیش باقی مانده و با اعراب امروزی هیچ نسبتی ندارند. می دانید که ثابت شده که سامی ها و سومری ها و فینیقی ها بر خلاف ادعای برخی ارتباطی با نژاد عرب ندارند. چقدر درباره شهر سوخته و تمدن گسترده آن می دانید یا شاید بیشتر درباره اشعار عرب دوران به اصطلاح جاهلیت بیشتر تحقیق کردید!؟ چقدر درباره تمدن مارلیک می دانید؟ آنچه که امروز باعث شده امثال شما به تاریخ و تمدن حمله کنند، نتیجه تمام بی توجهی ها ، نادیده انگاری ها و نابودکردن آثار تمدن و فرهنگ غنی باستانی ماست که بدبختانه باعث شده نسل امروز بی ریشه باشند!! از ماست که بر ماست.

بهمن

شما قلم نویسنده رو حمله به اسلام تلقی میکنید فکر میکنید اگر کسی درمورد اعراب حرف بزند درمورد اسلام حرف زده بر همه روشن است که عرب به چیزی جز جنگ و زن و راهزنی فکر نمیکرده چرا انقد اصرار دارید از عرب ها دفاع کنید در صورتی که در همین عصر هم اعراب به جون هم میفتن و بویی از فرهنگ نبردن لطفا بیشترمطالعه کنید و تعصب روی اعراب نشون ندید

ogo

جالبه کتاب دوقرن سکوت میشه جعلیات .. اون وقت کتاب کاروان اسلام میشه حقیقت.. هر چی به نفعتون باشه حقیقت به حساب میاد .. هر چی مخالف شما باشه میشه دروغ

عادل

سلام .. بسیار عالی بود .. البته اقای زرین کوب در چاپ دوم دو قرن سکوت از تندروی های خویش در مقدمه کتاب میگوید .. ولی در بامداد اسلام و کارنامه اسلام پختگیه خویش را نشان میدهد ... در کل بسیار عالی بود خیلی .. موفق باشید

عادل

جناب اندیشه که میگوید و فینیقی ها و سومری سامی هیچ ارتباطی با عرب ندارند .. و میگوید با علم ژنتیک است .. میشود مداراک این ازمایشات را ارائه دهند ؟؟؟ یا که همینجوری یه چیزی شنیدید ؟؟

فرهاد

مقاله ای پر بار بود بسیار ممنونم با اجازه و با ذکر منبع چندین سایت پر بیننده نشر میدم

یک دانشجوی دیگر فرهنگ و زبان های باستانی

استاد اعظم توصیه میکنم زبان و خطوط باستانی را یاد بگیر، نسخ اصلی را بخوان و کمی مطالعه کن که انقدر بیراهه نروی. در ضمن اسلام از اعراب جداست اسلام دینی بر حق است دینی الهی که بنا بر مقتضیات زمان از عربستان تابیده است. شاید نژاد شما به اعراب برمیگردد که انقدر سینه چاک میکنید فرزندم

سعید

با درود. برعکس! عرب پیش از اسلام رو نباید جاهل دانست!! اتفاقا مردمانی آزاده و به اقتضای جبر جغرافیایی و مقتضیات زمان خود دارای شعور و درک بودند، اگر چه به دلیل عشایربودن و ساختار قبیله ای و عدم حکومت متمرکز از لحاظ تمدن عقب افتاده بودند که بی تمدن بودن با جهالت کاملاً متفاوت است. جاهلیت بیماری 14 قرن گذشته ی مردمان خاورمیانه است که اگر همین نفت و معادن و اکتشافات غربی های کافر نبود در طاعون و سل و وبا و شپش و ... باید جان به جان آفرین تسلیم می کردیم! گوناگونی دیدگاههای یک مجموعه ی انسانی، دلیل بر دشمنی و عداوت نیست. هیچ نژادی به نژاد دیگر برتری ندارد، حتی برای لحظه ای! دین افراد دلیل بر خردمندی نیست! مردمان آسیای شرقی از بیشترین ضریب هوشی برخوردارند!! در میان دانشمندان و اکتشافات و اختراعات و فلاسفه ی صاحب سبک نقاش و مجسمه ساز و معمار و ... تراز اول جهان نام چند عربستانی و سوری و عراقی و ایرانی نام ببرید؟ ما راه را اشتباه رفته ایم و بر درستی راه اشتباه خود سخت مصرّیم ...

فقط متاسفم برای نویسنده این مطالب و افکارشون...

ترک کرمان

بدون شک عربها ملت با استعدادی هستند عربها قبل از اسلام حداقل در شعر سرامد تمام ملتها بودند برعکس ما قبل از اسلام هیچ دانشمند و شاعر ایرانی نداریم (اگر هم باشند انقدر کوچک بودند که اسمی هم از انها باقی نمانده است ) چون مردم ایران نمی توانند بزرگی عربها را ببینند چون خود کوچکند مجبورند افتخارات عربها را پنهان کنند یا مشاهیر عربها را مصادره کنند تا خودشان به چشم بیایند در تاریخ هم می بینیم ساسانیان چون به قدرت رسیدند چون اقوامی بی استعداد و بی خاصیتی بودند تمام کتیبه ها سکه ها کاخها معماری ها کلا تمام اثار اشکانیان را نابود کردند تا کوچک بودن خودشان را پنهان کنند https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D8%B1%D8%A8_%D9%BE%DB%8C%D8%B4_%D8%A7%D8%B2_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85