تمدن عیلام؛اشتراکات زبانی با عرب های قدیم

نوشته زیر ترجمه ای ست از سلسله مطالبی با عنوان "اشتراکات زبانی با عرب های قدیم" که در کانال تلگرامی " المفصل من تاریخ الاهواز و عرب الساحل(المشرق العربی)" نگاشته شده. ( در این تایپک فقط مطلب پنجم ترجمه شده که مرتبط است با تمدن عیلامی).

واژه های مشترکِ بین عیلامیان و سایر عرب های پیشین5


«برای هر عصر و دوره ای واژه ها و لهجه هایی است که از یک زبان و لغت[خاص] مشتق می شوند زیرا که زبان دائما در حال تغییر و حرکت است. می توانیم این حالت تغییر[و دگرگونی] در زبان را، در زندگی روزمره لمس کنیم؛ آنجایی که پدر یا پدربزرگ ها را گاهی اوقات می یابیم که واژه هایی استفاده می کنند که نسبت به مفاهیم روزگار ما غریب می نمایند. این حالت را می توانیم در زبان عربی فصیح، از عصر جاهلی تا الان مشاهده کنیم که در آن چه مقدار تغییر صورت گرفته است. این دگرگونی مستلزم این نیست که [حتما] به صورت مثبت[و رو به جلو] باشد. زبان می تواند تحت تاثیر دگرگونی هایی از طرف جامعه یا قدرت ها و سایر اموری که بر آن تاثیر می گذارند باشد و بر حسب شرایطی که در آن قرار می گیرید فراز و فرودهایی را تجربه می کند. برای هر زبانی همیشه نقطه آغازینی است و دراین نقطۀ آغازین، زبان همیشه نابالغ است تا اینکه در گذر روزگاران پیشرفت می کند. نقطه شروع زبان عربی، زبان آکدی بود یا چیزی که به نام لغت سامی نامیده می شود. سومریان خط تصویری را ابداع کردند سپس علامیان خط هجایی را ساختند و از همدیگر تاثیر پذیرفتند و پس از آن آکدیان آمدند و این خط را توسعه دادند و آن نیز بر سومریان و عیلامیان تأثیر گذاشت و[بالعکس]تاثیر پذیرفت(1)؛ اینگونه بود که زبان سامی تأسیس یافت و آن زبان عربی قدیم بود. در این باره کتاب های بسیاری وجود دارد مانند کتاب آکدی عربی یا فهرست واژگان مشترک سامی در زبان عربی یا زبان آکدی که ثابت می کند زبان آکدی زبان عربی قدیم است. و می یابیم که عیلامیان نیز به زبان آکدی سخن می گفتند(2) و خط میخی عیلامی از خط میخیِ آکدی مشتق شده وعلائم خط میخی عیلامی از خط میخی آکدی برگرفته شده است(3) یعنی می توانیم بگوئیم که لهجه عیلامی یکی از لهجه های زبان سامی یا عربی قدیم است.

باید به نکته بسیار مهمی توجه کرد که؛ بخش عمده ای از کتاب های نوشته شده درباره زبان عربی قدیمیِ «سامی»، از کتاب های مستشرقین؛ که به زبان انگلیسی نوشته شده، نقل شده است و به سایر زبان ها ترجمه گردیده. به عنوان مثال در زبان انگلیسی حرف "طاء"(ط) وجود ندارد و حروف "طاء" و تاء(ت)" با حرف T انگلیسی نگاشته می شود.
جمله ای عیلامی وجود دارد به این ترتیب: "اوتو ا_هی هی_ بینکیر" (4). کل این جمله به عربی است، پس در معنایش تأمل می کنیم: کلمات اش تا روزگار ما در عربی استعمال می شود. "اوتو" یعنی عطاء (بخشش) اما چون در لغت انگلیسی حرف "عین" (ع) و "طاء" (ط) وجود ندارد ترجمه جمله فوق بدین گونه نقل شده است. اگر "ا" به "عین"(ع) برگشت داده شود و "تاء"(ت) هم به "طاء" (ط)؛ کلمه به این صورت می شود "عوطوا" یا "عطو". زیرا "عین"(ع) اگر ضمه بگیرد در انگلیسیO نوشته می شود مثل نام "عمان" که در انگلیسی "oman"نوشته می شود. و واژۀ "هی" هدیه معنی می شود و حذف دال نیز به سبب لهجه است زیرا در اکثر کشورهای عربی برخی حروفِ در لهجه هایشان را حذف می کنند، مثلا اهوازی ها نمی گویند "اعطینی ذلک الشیء" (آن چیز را به من بده) بلکه می گویند "أ
طینی ذلک الشیء" حرف "عین" این واژه در لهجه اهوازی حذف می شود. در این مورد مثال های فراوانی در لهجه اهوازی یا سایر لهجه های کشورهای عربی وجود دارد. واژه "بینکیر" به معنی خدایی است که قدرت لعن دارد، و معنی لعنت در زبان عرب؛ دور شدن از رحمت الهی و مترادف با انکار است. یعنی شخصی فلان شیء را منکر می شود و آنرا قبول نمی نماید. لعنت نیز همین معنی را می دهد و کلمۀ "بی_نکیر" را می توانیم در خلال مشاهده تک واژه انکار؛ [یعنی] "نکیر" در این واژۀ دریابیم. "بی" در لهجه اهوازی یعنی کسی که مالک چیزی است و هنگامی که می گوئیم "فلان بی حسادة" فلانی دارای قدرت حسادت است(چشم زخم) . این جمله عیلامی تمامی آن عربی است و معنی می دهد: اعطیت بینکیر(إله الذی یمتلک قدرة اللعنة) هدیة" «به خدایی که دارای قدرت لعنت است هدیه ای دادم». واژه های این جمله را تا امروزه استعمال می کنیم؛ و این دلیلی است بر عربی بودن تمدن عیلام.».

(1،2،3،4) (1)کتاب : دنیای گمشده عیلام ص34، 35، 42 ، 43، 45، 49
تألیف : والتر هینتس
(2)کتاب : ملل قدیم آسیای غربی ص 57
تألیف : احمد بهمنش

نویسنده: طارق الهاشمی.

کانال:المفصل من تاریخ الاهواز و عرب الساحل(المشرق العربی)
/ 0 نظر / 64 بازدید